صائن الدين على بن تركه

251

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

[ 557 ] عقائق إحكام دقائق حكمة * حقائق أحكام رقائق بسطة [ 558 ] و للحسّ منها بالتّخلّق في مقا - * م الإيمان عن أعلامه العمليّة « 1 » [ 559 ] صوامع أذكار لوامع فكرة * جوامع آثار قوامع غرّة « 2 » چون مراتب ظهور آن اسماء اربعه فى نفسه بيان كرد ، اين زمان حظوظى كه عبد را در مراتب وجودىاش « 3 » از آن اسماء مىشود ، بيان خواهد كرد . ( 43 الف ) و عبد از ابتداى مراتب استقرارى كه مبدأ ظهور امتياز اوست ، تا انتهاى كمال وجودى هم چهار مرتبه دارد : اوّلا مرتبهء « نباتى » است كه مبدأ استفاضهء قواى خاصّه و تلبّس به احكام و آثار امتيازى است و آن را به « لبس از آن » تعبير كرد ؛ و غايت ترقّى او همين اعتراف قولى است كه به « اسلام » آن را خواسته ، و مترتّب بر او « تعلّق اسما » ست يعنى مجرّد تعقّل احتياج بدان « 4 » . و ثانيا مرتبهء « حيات » است و احساس جزئيّات ، كه مبدأ نفس حيوانى است ؛ و غايت ترقّى او ، عقد يقين است كه « ايمان » عبارت از آن است ، و مترتّب بر او « تخلّق به اسما » ست كه عبارت از قيام به مواجب آن است على ما يليق به . و ثالثا مرتبهء « ادراك معقولات » است كه مبدأ فيضان نفس ناطقه است ؛ و غايت ترقّى او مرتبهء شهود است كه « احسان » عبارت از آن است ، و مترتّب بر او « تحقّق به اسما » ست يعنى شهود ذات متلبّسا بها « كأنّك تراه » . و رابعا مرتبهء « جمع » است كه « قلب » عبارت از آن است و موطن شهود او مرتبهء عرفان است كه رائى متقلّب به مرئى گشته و عين او شده ؛ و مترتّب بر او مقام « كمال اخلاص » است كه « فإن لم تكن تراه فإنّه يراك » از آن تعبير مىكند . و هر يك از اين مراتب را بعد بلوغ العبد إلى الكمال ، حظّى خاصّ است از آن اسماء مذكوره .

--> ( 1 ) . ال : العلميّة . ( 2 ) . ال تب فر نا : عزّة . ( 3 ) . تب : وجود خويش ؛ فر : وجودش . ( 4 ) . مب « بدان » را با علامت به « اسماء » مربوط كرده است ؛ يعنى ضمير « آن » به « اسماء » بر مىگردد .